اگر به نوشتن مقاله تشویق نمی کردیم، به جاي اين تعداد فرار مغزها، همه به خارج مي‌رفتند

کل بودجه پژوهشي کشور سه هزار ميليارد تومان است که فقط پنج درصدش، يعني 160 ميليارد تومان، دست معاونت علمي رياست جمهوري است. پس رقم زيادي نيست و ما بايد در کارهايمان اولويت‌بندي داشته باشيم.

نشسته‌اند دور ميز و ميکروفون‌هايشان را امتحان مي‌کنند. جمعي که اگر منصفانه حساب کني، رتبه علمي‌اش از خيلي دانشگاه‌هاي فعال کشور بيشتر است. جمعي که آمده‌اند بحث کنند درباره علم! علم بنيادي و لزوم سرمايه‌گذاري در پژوهش‌هاي بنيادي. نظرات مختلفي دارند. اين‌که بايد سرمايه را بي‌حساب و کتاب در اختيار دانشمندان بگذارند، يا اولويت‌بندي کنند. اين‌که اصلا در شرايط امروز کشور سرمايه‌گذاري در پروژه‌هاي بنيادي لازم است؟ پروژه‌هايي که شايد نتيجه‌اش ده‌ها سال بعد نمايان شود.

دکتر حبيب خسروشاهي رياضي‌دان، دکتر ملک‌زاده معاون پژوهشي معاون بهداشت، دکتر کمانگر متخصص در اپيدميولوژي از آمريکا، دکتر شاهين روحاني استاد فيزيک دانشگاه شريف، دکتر آخاني استاد علوم زيستي و گياه‌شناس، دکتر نصيري معاون حقوقي وزارت علوم، دکتر عليشاهي‌ها معاون پژوهشي پژوهشگاه، آقاي دکتر حداد، دکتر جواد صالحي استاد برق دانشگاه شريف، دکتر طالبيان زمين‌شناس، دکتر موسوي، دکتر نيل‌فروشان، دکتر آراستي، دکتر ناظمي رئيس گروه آينده‌پژوه، دکتر قاضي معاون سياست‌گزاري معاونت علمي و فناوري و دکتر تارتار از پژوهشگاه زلزله در نشست اندیشگان سیاستگذاری علوم بنیادین حضور داشتند.

تشکيل پژوهشکده جديدي با عنوان «سياست‌گذاري علوم بنيادين» در پژوهشگاه IPM با حمايت معاونت علمي و فناوري رئيس جمهوري، بهانه تشکيل اين انديشگان بود.  محمدجواد لاريجاني به‌عنوان رئيس پژوهشگاه در سخنان ابتدايي با اشاره به آماتور بودن بحث‌هاي علمي در کشور ما گفت: «ما آمده‌ايم تا ايده‌هاي جديد مطرح کنيم تا به اين واسطه کمک‌حالي باشيم براي دولت تا بتوانيم اين پژوهشکده جديد را بازوي علمي کشور کنيم و از آن استفاده ببريم. دوستان عزيزي که در جمع هستند، مي‌دانند علم در کشور ما در بسياري از موارد آماتوري پيش رفته و در برخي موارد هم برنامه داشته. سال‌هاي گذشته دولت‌ها تاکيدشان روي علم کاربردي بوده. چيز بدي هم نيست. بالاخره سياستمداران بودجه را جايي خرج مي‌کنند که نتيجه ملموسش را ببينند. آن‌ها هميشه مي‌پرسند اين کار براي کشور چه تاثيري دارد؟ بعضي موارد جوابش راحت است و اکثر موارد راحت نيست. اتفاقا آن‌هايي که توضيحشان راحت نيست، پروژه‌هاي مهم‌تري هستند.

به‌طور کلي سرمايه‌گذاري در علوم پايه نبايد عجولانه باشد. بايد دست‌وبال محقق براي کار باز باشد. نمونه‌اش رصدخانه‌اي است که ما در حال تاسيسش هستيم. فقط پنج سال صرف تحقيقات مکان‌يابي‌اش شد. اين رصدخانه شايد بزرگ‌ترين پروژه علمي خاورميانه در چند دهه گذشته باشد. زودبازده نيست، اما تاثيرات درازمدتش زياد است. يا تحقيقي که در همين موسسه در مورد شتاب‌گرها صورت گرفت.

متاسفانه در کشور ما نه دولت آموخته چطور سرمايه‌گذاري کند و نه ما آموخته‌ايم چطور برنامه‌ريزي کنيم. سرمايه‌گذاري در علوم پايه اين نيست که به چند نفر پول بدهيم تا بروند توي اتاقشان فکرهاي عارفانه کنند! بايد نتيجه‌اش عيني باشد. جداي از مدت زماني که به نتيجه مي‌رسند. قبل‌تر هم گفتم، سرمايه‌گذاري در علوم پايه زمان‌بر است. ولي نگاه دولت‌هاي ما چهارساله است، دو ساله است. مي‌خواهند زود به نتيجه برسند و آمادگي سرمايه‌گذاري بلندمدت را ندارند. از معاونت علمي رئيس جمهور تشکر مي‌کنم که اين جلسه را بر پا کرده که خودش نشان مي‌دهد به اين بحث اهتمام ويژه‌اي دارد.»

بعد از صحبت‌هاي دکتر لاريجاني نوبت به دکتر نصيري، معاونت حقوقي وزارت علوم، رسيد. دکتر نصيري با مرور تمام بندهاي قانوني در مورد پژوهش‌هاي علمي از سال ۴۳ تا امروز گفت: «من فکر کردم در اين جلسه در مورد چه چيزي صحبت کنم. به همين دليل چند روزي مطالعه کردم و ديدم صحبت از بندهاي قانوني در مورد امور پژوهشي شايد گره‌اي از کار ما باز کند. از سال ۴۳ تا امروز ۱۳ مورد قانون اشاره مستقيم يا غيرمستقيم به امور پژوهشي در کشور دارد. اگر با نگاه تحليل حوادث بعد از انقلاب را در حوزه علم و فناوري نگاه کنيم، بعد از گذشتن از حفظ و حراست و همه‌گيري مسائل آموزشي و بالا بردن کيفيت، حالا در دهه تجاري‌سازي علم هستيم.

ما بايد اصل‌هاي قانوني را بشناسيم تا بتوانيم در آن‌ها دخالت کنيم، وگرنه سياستمدارها با اتود خودشان براي ما تصميم مي‌گيرند. اين‌طور نيست که ما برويم توي اتاق‌هايمان و کاري به بيرون نداشته باشيم. بايد در تصميم‌گيري و تصميم‌سازي و وضع قوانين تاثير بگذاريم. نه‌تنها در بخش داخلي، بلکه در مجامع بين‌المللي هم حضور داشته باشيم و صحبت کنيم.

ما بايد فضاي علمي را بشناسيم، آسيب‌ها را بشناسيم تا بتوانيم اقدام لازم را انجام دهيم. ما اگر بخواهيم از تحقيقاتمان دفاع کنيم، بايد دليل داشته باشيم. ما امروز در بحث توليد مقاله پيشرفت زيادي داشتيم. ولي ارجاع به مقالاتمان کم است. خب يک روزي نياز داشتيم به مقاله‌هاي چاپ‌شده در ISI، ولي امروز به پتنت‌هاي جهاني هم نياز داريم. ايران در بحث مقالات علمي رتبه خوبي دارد، ولي در بحث ارجاع نه.»

سخنران بعدي دکتر آخاني، استاد دانشگاه تهران و کارشناس محيط زيست، بود. او با اشاره به موقعيت کشور ايران حرف‌هايش را با چند مثال شروع کرد:«علوم زيستي يکي از مهم‌ترين شاخه‌هاي علوم پايه و بنيادي است. هم در محيط زيست کاربرد دارد و هم در پزشکي؛ دو مسئله‌اي که ما هميشه با آن دردسر داشتيم. وابستگي ما را به واردات دارو ببينيد، يا مسائل محيط زيستي که در کشور ما اسف‌بار است. مثلا از بين رفتن درياچه اروميه و چيزهاي ديگر. به نظر من بي‌توجهي به علوم پايه در بخش زيست‌شناسي اين بلاها را سر کشور ما آورده است. براي مثال به شما بگويم. بسياري از زمين‌هاي کشور ما شور است. گياهاني که در اين زمين‌ها امکان رشد و نمو دارند، کم‌اند و متناسب با محل زندگي‌شان. مثلا يک روزي گفتند بايد کشاورزي را زياد کنيم. آمدند همه آب را بردند سمت مزرعه‌ها و نتيجه‌اش تمام شدن بسياري از ذخيره‌هاي آب‌هاي زيرزميني ما شد.

ما وقتي از شوري زمين حرف مي‌زنيم، بايد توجه داشته باشيم که پتانسيل اين زمين‌ها براي رشد گياهان کم است. همان‌طور که گفتم، گياهان مخصوص به اکوسيستم خودش را دارد. من در تحقيقات ۲۰ سال گذشته‌ام به ۷۵۰۰ نوع گياه رسيدم که مي‌توانند در اين محيط شور زيست کنند. من نمي‌خواهم زياد مسائل تخصصي را مطرح کنم، اما گفتن اين مثال لازم است. ما در گياهان دسته‌بندي‌هاي مختلفي داريم. مثلا c4  و c3 . c3 ‌ها گياهاني هستند که در شهرهاي معمولي مي‌بينيم. آب‌وهواي معتدل مي‌خواهند و خاک متناسب با ويژگي‌هايشان. C4 ‌ها اما گياهاني هستند که در مناطق شور رشد مي‌کنند. ما گياهي کشف کرديم که نامش را گذاشتيم بي‌نرسيا. گياهي بود که مي‌توانست در يک سلول عمل فتوسنتز را انجام دهد. درحالي‌که در بقيه گياهان اين عمل در دو سلول انجام مي‌گيرد. آن موقع تمام نشريات معتبر دنيا در زمينه گياه‌شناسي عکس اين گياه را روي جلدشان چاپ کردند و نوشتند با پديده جديدي روبه‌رو شدند. من خيلي دوست داشتم که اين فعاليت علمي را در ايران انجام دهم. سال ۲۰۰۵ آمدم ايران و از آن سال تا همين امروز هنوز نتوانستم مسئولان دانشگاه تهران را راضي کنم يک گل‌خانه در اختيار ما بگذارند تا بتوانيم اين گياه را از مبارکه، که محل رشدش است، به تهران منتقل و  کشت کنيم.

سياست‌هايي که در وزارت علوم هست، سياست‌هاي غلطي است. ما امسال در زيست گياهي و جانوري ۴۴ دانشجوي دکتري گرفتيم و ۳۶۴ فوق ليسانس. در فيزيولوژي ۲۷ دکتري و ۲۸۹ فوق ليسانس و در رشته‌هاي ديگر هم همين‌طور. اين تازه به غير از دانشگاه آزاد است که بي‌حساب‌وکتاب دانشجو مي‌گيرد. پس اين آمار چند برابر است. متاسفانه ما دانشجو براي کشور و علم تربيت نمي‌کنيم. ما دانشجو تربيت مي‌کنيم براي خودمان. چون اگر تعداد دانشجوهاي ما بيشتر باشد، مقالاتمان بيشتر باشد و… بودجه وزارت علوم با رقم بالاتري به ما تعلق مي‌گيرد. وقتي دانشگاه تهران يک گل‌خانه ندارد، چرا بايد دانشجوي دکتري و فوق ليسانس بپذيرد. اين ريشه در سياست‌گذاري‌هاي غلط دارد؛ در فرهنگ غلط و وابسته به نفت. من هميشه خوشحال مي‌شوم که پول نفت کاهش پيدا مي‌کند. چون آن زمان است که به منِ استاد توجه بيشتري مي‌شود. علوم پايه در کشور ما مورد بي‌مهري قرار گرفته، رتبه‌هاي ممتاز کنکور جذب رشته‌هاي مهندسي و پزشکي مي‌شوند و علوم پايه هميشه بي‌خريدار مي‌ماند.»

بعد از دکتر آخاني دوباره نوبت به دکتر نصيري رسيد. او با اشاره به سختي گرفتن بودجه براي کارهاي پژوهشي گفت: «واقعا بايد فکري به حال اين اوضاع کرد. اگر شما الان طرحي ببريد مجلس براي کشيدن خط‌آهن به تمام روستاهاي کشور، يک روزه رأي مي‌آورد، ولي اگر دو تومان براي دانشگاه پول بخواهيد، خبري از بودجه نيست. الان سه هفته است من و آقاي اميد به مجلس مي‌رويم تا ۲۵۰ ميليارد تومان بودجه براي وزارت علوم بگيريم تا توازني بين رشد بودجه دانشگاه‌هاي سراسر کشور ايجاد کنيم. با همه جا بايد چانه بزنيم؛ از کميسيون آموزشي تا تلفيق و… آخر هم مي‌بيني نامه‌ات را آن‌طور که مي‌خواهند، تنظيم مي‌کنند. من سه روز کشيک کشيدم تا نامه را دست‌کاري نکنند. مشکل بعدي ما تعداد دانشگاه‌هاست. خدا خير بدهد دکتر فرجي‌دانا را. چقدر جلسه گذاشت تا دانشگاه‌هاي آزاد و پيام نور ظرفيت دانشجوها را کم کنند. زير بار نرفتند. پيام نور براي رقابت با دانشگاه آزاد بي‌حساب دانشجو گرفته. بسياري از واحد‌هايش دارد زيان مي‌دهد، ولي چون بودجه‌اش را دولت پرداخت مي‌کند، تعطيلش نمي‌کنند. مشکل در سياست‌گذاري‌ها و در قانون‌هاست. شما که مي‌توانيد تاثير‌گذار باشيد، بايد به ميدان بياييد و کار کنيد.»

بعد از دکتر نصيري، ميکروفون به دکتر ملک‌زاده، معاونت تحقيقات و فناوري وزارت بهداشت، رسيد. او با ذکر مثالي در مورد بيماري همه‌گير بين ايراني‌ها گفت: «نقش علوم پايه در پزشکي بسيار مهم است. مثلا ما در کشور دچار بيماري همه‌گيري هستيم با نام متابوليک سندروم يا همان چاقي شکمي. بيش از ۵۱ درصد از مرگ‌ومير ايراني‌ها بر اساس سکته مغزي و قلبي است که ريشه‌اش همين چاقي است. در دهه‌هاي گذشته اميد به زندگي در کشور ما بيشتر شده. بهداشت اوضاعش پيشرفت کرده و سواد هم همه‌گيرتر شده. اما تحرکمان کم شده. اين نتيجه‌اش همان بيماري مي‌شود که پيش‌تر گفتم. ما در استان گلستان يک آزمايش ميداني بزرگ را شروع کرديم. ۵۰ هزار نفر را انتخاب کرديم. به نيمي از آن‌ها قرص و سبک زندگي خاصي تجويز کرديم براي زندگي بهتر و به نيم ديگر خير. بودجه همين تحقيق تا امروز ۱۲ ميليارد تومان شده است. ما مي‌خواهيم ثابت کنيم که با سبک زندگي بهتر مي‌شود بيشتر زندگي کرد. اين‌هاست که علوم پايه است. بايد بودجه‌اش تامين شود و مورد توجه قرار بگيرد. راه ديگري هم هست؛ برويم در آزمايشگاه و قرصي کشف کنيم که اشتهاي مردم را کم کند. اين هم به نوعي علوم پايه است. پس علوم پايه و توجه به آن هم مي‌تواند اثرات ملموسي داشته باشد. اگر ما مي‌خواهيم کشورمان سربلند باشد، بايد پيشرفت علمي کنيم. مجله نيچر تحقيقي کرده بود و گفته بود کشورهاي اسلامي با شامل شدن ۲۵ درصد جمعيت دنيا، فقط ۲٫۴ درصد پول تحقيقات علمي را مي‌دهند. و پرسيده بود چرا؟ جوابش اين بود که آن‌ها اصلا نيازي به اين روش ندارند. صبح‌ها بلند مي‌شوند طبق قيمت نفت و چيزهاي ديگر تصميم مي‌گيرند. اين روش خوبي نيست و بايد تغيير کند.»

سخنران بعدي دکتر اردلان، استاد فيزيک دانشگاه شريف، بود. او با اشاره به درازمدت بودن اثرات تحقيق در علوم پايه گفت: «ما مي‌نشينيم دور هم و مي‌گوييم علوم پايه لازم است و چرا مسئولين حساسيت کافي ندارند. براي سياستمداران اين حرف‌ها روشن نيست. کلاهشان را قاضي مي‌کنند و مي‌بينند از اين مسئله چيزي گيرشان نمي‌آيد. من ۵۰ سال است در اين زمينه حضور دارم و کار پژوهشي کردم. به‌واقع ما هيچ ارتباطي با جريان علمي دنيا نداريم. اين را مجلس‌نشينان هم مي‌دانند. کجاست اثر ايران؟ علوم پايه به کنار. ما کجا در بحث کاربردي توانستيم گرهي از کار دنيا باز کنيم؟ ما فقط در اين سال‌ها تشويق کرديم به چاپ مقاله، ولي همه چيز را بعد از آن رها کرديم.»

ميکروفون رسيد به آقاي دکتر قاضي‌نوري، وی که به قول خودش نقش «آدم بد» جلسه را داشت، با طرح اين سوال که چرا بايد در علوم پايه سرمايه‌گذاري کنيم، گفت: «منطقي که دارد در اين جلسه مطرح مي‌شود؛ منطق نفتي است. اين‌که دولت پول بدهد، ما به سليقه خودمان کار کنيم! ما بايد ببينيم تحقيقات چه نفعي براي جامعه جهان سومي ما دارد. مي‌گوييد بودجه بدهند براي ساخت آزمايشگاه و گل‌خانه و… با همين‌ها که الان داريم، به چه نتايج علمي کاربردي رسيده‌ايم؟ ما نمي‌توانيم براي خودمان جزيره‌اي مثل بهشت بسازيم، درحالي‌که اطرافمان جهنم باشد. نگاهي که در دولت وجود دارد، اين است. من از رئيس جمهور شنيدم که مي‌گفتند دانشمندان در مرز دانش کار بکنند، اما مشکل آب و برق ما را هم حل کنند.

من مخالف پول ريختن در علوم پايه نيستم. اما اول بايد امنيت و آب و… را حل کنيم. اين‌که پول را بدهيم به محقق و بگوييم برود کار کند شايد به هر نتيجه‌اي رسيد، درست نيست! امروزه مدل‌هاي سيستمي در سياست‌گذاري مطرح است. ما بايد اولويت‌بندي داشته باشيم. مثلا امروز يکي بيايد پيش ما و بگويد پول مي‌خواهيم براي ساختن رصدخانه و ديگري بگويد پول مي‌خواهيم براي شيرين کردن آب کارون. خب معلوم است ما بودجه را به چه کسي مي‌دهيم.

حمايت بي‌قيدوشرط از علوم پايه با اين اميد که به نتيجه‌اي برسد، منقرض شده است. بياييم روراست باشيم. ديگر بحث تقدس علم و آزادانديشي عالم و رهايي از قيود دنيا و اين حرف‌ها از بين رفته. ما در استان‌هايمان هزار جور مشکل داريم. نمي‌توانيم بودجه را صرف تحقيقاتي کنيم که مثلا يک استاد دوست دارد انجامش دهد! خب انجامش ندهد!

مسئله مهم‌تر اين است که ديگر در دنيا مرزي بين علوم پايه و علوم کاربردي نيست. وقتي ما پول براي پيشرفت تکنولوژي مي‌ريزيم، خواسته و ناخواسته علوم پايه ما هم پيشرفت مي‌کند. ما بر اساس علايق نمي‌توانيم پيش برويم، بلکه بايد بر اساس نيازهايمان کار کنيم. نيرويي تربيت کنيم که مشکلات صنعت و کشاورزي و… را حل کند.»

دوباره نوبت رسيد به دکتر لاريجاني، او گفت: «من جدا از کليات مطالب گفته‌شده آقاي قاضي‌نوري، با جمع‌بندي ايشان موافقم. سياستمدارها همين‌جوري فکر مي‌کنند. نتايج ملموس مي‌خواهند تا اعتماد کنند. ما بايد راه و رسم پيشرفت دنيا را نگاه کنيم و ياد بگيريم. نکته بعدي اين است که بايد جهت نگاه علوم پايه را گسترش بدهيم، اما نه بي‌حساب‌وکتاب. بحث همان اولويت‌ها و شرايط کشور است. همان بحث رصدخانه را که مطرح کردم. ما بسيار رايزني کرديم براي گرفتن بودجه رصدخانه. کار دشواري بود. ولي بايد در نظر گرفت که با راه افتادن اين رصدخانه، درِ جهان هستي و فضا به روي ايران گشوده مي‌شود و اين خيلي مهم است.»

سخنران بعدي دکتر فريد مر، از استادان دانشگاه شيراز بود. او با عجيب خواندن صحبت‌هاي آقاي قاضي نوري گفت: «صحبت‌هاي آقاي قاضي‌نوري هم تعجب‌برانگيز است و هم ترسناک. با اين روش عده‌اي شارلاتان و زبان‌باز به بهانه رفع کردن مثلا نيازهاي کم‌آبي و… پيش مسئولان مي‌روند و کارشان را راه مي‌اندازند. همه آب‌شناسان ايران مي‌دانند که بيش از ۹۰ درصد از سفره‌هاي زيرزميني ما بيلان آبي‌اش منفي شده. چند سال ديگر همه‌شان خشک مي‌شود. خب ما اگر در بحث علوم پايه کار مي‌کرديم و در اين مورد تحقيقات داشتيم، اين بلا سرمان نمي‌آمد. ما بيش از ۹۰ درصد از سفره‌هاي آب‌هاي زيرزميني خودمان را خرج کشاورزي کرديم که بالاترين رتبه را در جهان داريم. جالب است بدانيد، رتبه‌هاي بعدي مصرفشان ۴۵ درصد است. ما بايد کلان نگاه کنيم. طرح يک بحث و مطلب نيست. اين‌که کسي بيايد مثلا طرح شيرين‌سازي آب کارون را بدهد، دردي از ما دوا نمي‌کند.»

نوبت رسيد به يکي از استادان رياضي، خسروشاهي. او با ذکر خاطره‌اي از سال‌هاي جنگ گفت: «ما خيلي خوشحاليم با نگاه‌هايي که در اين جلسه مطرح مي‌شود. موسسه IPM، ۲۵ سال است کارش را پي مي‌گيرد. قبل از شکل‌گيري اين موسسه روزي با آقاي امراللهي رفتيم به دفتر نخست وزير. چند ساعتي صحبت کرديم که بايد علوم پايه را جدي‌تر بگيريم و کار کنيم و چيزهاي ديگر. ايشان آخر جلسه گفت من که مجاب هستم و اهميت سرمايه‌گذاري در اين حوزه را مي‌دانم. شما بايد نماينده مجلسي را راضي کنيد که دم انتخابات تمام تلاشش را مي‌کند تا بودجه را ببرد به سمت جاده‌اي که برسد به محل حوزه انتخاباتي‌اش. حالا بعد از ۲۰ سال دردآور است که معاونت علمي رئيس جمهور و معاون سياست‌گذاري او همان حرف‌ها را مي‌زنند. بحث مي‌کنند که چرا ما تشويق کرديم به نوشتن مقاله. اگر همين کار را هم نمي‌کرديم، به جاي اين تعداد فرار مغزها، همه دانشجويان ما به خارج از کشور مي‌رفتند.»

نوبت رسيد به دکتر جواد صالحي، استاد دانشگاه شريف. کسي که توپ پري داشت و سياست‌هاي معاونت علمي و شخص دکتر قاضي‌نوري را مورد انتقاد قرار داد. او گفت: «حرف‌هايي که آقاي دکتر زد، نشان مي‌دهد ما چرا توي اين دست‌انداز افتاده‌ايم. من چند بار در جلسه صندوق پژوهش‌گران آقاي ستاري را ملاقات کردم و ديدم ايشان هم تمايلي به سرمايه‌گذاري در اين بحث‌ها ندارد. حالا مي‌فهمم از کجا آب مي‌خورد. من تصادفي آمدم ايران و در اين ۲۰ سالي که اين‌جا هستم، فقط در دوره آقاي خاتمي سياست‌هاي علمي را درست و کارشناسي و منظم ديدم. اين حرف‌هايي که زده مي‌شود، خطرناک است. من به دانشجويانم مي‌گويم قبل از اين‌که سر کلاس من بياييد، يک ساعت رياضي محض بخوانيد، فيزيک پايه بخوانيد، چون اين‌ها ذهن را باز مي‌کند. از علوم پايه است که ما به فناوري مي‌رسيم.

ادامه اين تفکرات خطرناک است. درست مثل بازي شطرنج است. شما اگر ببينيد اوضاع اصلا با چيزي که در ذهن داريد، تناسب ندارد، بايد زير ميز بازي بزنيد و همه چيز را خراب کنيد. من ۲۰ سال است که دارم در ايران تدريس مي‌کنم. وضع دانشگاه‌هاي ما  از روز اولي که من آمدم، خيلي بهتر شده. همين چاپ مقالات تخصصي نشان از پيشرفت علمي ما دارد. حالا بايد يک پله بالاتر برويم. مشکل ما اين است که قدرت تصميم‌گيري در دست سياستمداران است نه دانشمندان. آقاي قاضي‌نوري از امکانات حرف مي‌زند و مي‌گويد ما که آمريکا و اروپا نيستيم که رفاه داشته باشيم و ثروتمند باشيم و… در آمريکا هم همه در رفاه نيستند. آمار منتشر کردند که ۹۹ درصد ثروت دست يک درصد مردم آمريکاست. يعني آن‌ها هم بايد کار علمي را تعطيل کنند؟

ما بايد موج فرهنگي و علمي ايجاد کنيم. من مي‌بينم معاونت علمي و فناوري اوج کارش پرداخت وام است. جواني که آرزوي پرواز علمي دارد، نيازي به وام ازدواج و اين‌ها ندارد. اگر ببيند اوضاع آن‌طوري که مي‌خواهد نيست، مي‌رود. حق هم دارد برود. تا وقتي نگاه ما اين‌گونه است، بايد برود. اصلا هجرت يک اصل ديني و تاريخي است. حضرت رسول وقتي ديد در مکه امکان زندگي ندارد، به مدينه رفت و آن‌جا ساکن شد. اين گدابازي که راه افتاده که استادان هر روز دستشان را دراز کنند پيش کسي و پول بگيرند، مناسب وضعيت ما نيست.

برايتان مثال مي‌زنم؛ آمريکا يک سيستم نوري دارد که تمام آب‌هاي جهان را رصد مي‌کند. ما طرحي را در دانشگاه صنعتي شريف مطرح کرديم. خبرش رسيد به فرمانده نيروي دريايي. آمد بازديد کرد و هي تعريف کرد. آخرش که گفتيم بودجه اين کار را تقبل کنيد، زير بار نرفت و گفت شما بسازيد، بعد ما بودجه‌اش را تامين مي‌کنيم.

اگر ما بخواهيم با تفکر زيرمجموعه معاونت علمي و فناوري پيش برويم، دستمان به هيچ‌جا نمي‌رسد. اصلا چه کسي به شما اجازه داده براي تحقيق و پژوهش يک دانشمند اولويت تعيين کنيد؟ مگر ما اصلا چند دانشمند داريم؟ هر کس که دانشگاه مي‌رود، دانشمند نمي‌شود. شايد از بين هزار تا يک نفر. بعد ما براي همان يکي هم محدوديت بگذاريم و دست‌وپايش را ببنديم؟

ببينيد کل فضا را تسخير کردند، ما کجاي کار هستيم؟ صد سال ديگر ايراني‌ها چطور از نسل ما و پيشرفت‌هاي علمي‌اش ياد مي‌کنند. ما الان در هر مذاکره‌اي مي‌رويم، اسم چهار دانشمند قديمي را داريم. نسل‌هاي بعدي چه؟»

در ادامه آقاي دکتر لاريجاني به دفاع از آقاي دکتر ستاري سخن گفت و بيان کرد: «من از آقاي دکتر ستاري دفاع مي‌کنم، چون ايشان معتقد به سرمايه‌گذاري در بحث علوم بنيادين هستند؛ هم ايشان و هم زيرمجموعه‌شان. البته مي‌خواهند دقيق باشند و کارشان ثمري داشته باشد. اتفاقا رياست جمهوري و معاونت علمي مرجع خوبي است که مي‌تواند اين امور را کنترل کند. چون وزارت علوم اگر بتواند دانشگاه‌ها را سروسامان دهد، کار بزرگي کرده است.»

در ادامه دکتر آخاني هم از لزوم جايگزيني دانشمندان به جاي سياستمداران در بحث‌هاي سياست‌گذاري چند کلامي صحبت کرد.

و اما دکتر قاضي‌نوري به‌عنوان آخرين فردي که در جلسه انديشگان صحبت کرد، با اشاره به اولويت‌بندي در بحث سرمايه‌گذاري گفت: «من مي‌گويم بايد بيشتر مطالعه کنيم. متدهاي تصميم‌گيري در همه جاي دنيا عوض شده و مختص کشور ما نيست. ما هميشه شعار داديم. مثلا گفتيم ضريب هوشي ايراني‌ها از همه دنيا بيشتر است. اين‌طور نيست، ما بين ۸۰ تا ۱۰۰ هستيم. آقاي صالحي صحبت‌هاي خوبي مطرح کرد. مثلا از خواجه نصير  و… سخن گفت و اين‌ها که از دولت پول نمي‌گرفتند. آقاي صالحي برود توي اتاقش تحقيق کند، ما بي‌جا مي‌کنيم بياييم حرفي بزنيم. اما آن‌جا که پاي بودجه دولتي در ميان است، يک طرف قضيه اولويت‌بندي است. بحث راضي کردن قاضي‌نوري براي گرفتن بودجه نيست. من مي‌روم و کس ديگر مي‌آيد. قانون اين‌طور نوشته.  اين‌که ما بگوييم برويم و چيزي کشف کنيم تا ثوابش به دنيا برسد، ديگر حرف اين چيزها نيست. دنياي رتبه و جنگ و مجادله است. دوره تو نيکي مي‌کن و در دجله انداز تمام شده! دنياي رقابت است! شما بايد کاري بکنيد که سود بهتان برساند. درضمن کل بودجه پژوهشي کشور سه هزار ميليارد تومان است که فقط پنج درصدش، يعني ۱۶۰ ميليارد تومان، دست معاونت علمي رياست جمهوري است. پس رقم زيادي نيست و ما بايد در کارهايمان اولويت‌بندي داشته باشيم.»

منبع: پایگاه اطلاع‎رسانی بنیاد ملی نخبگان

خیلی بدضعیفمتوسطخوبعالی (امتیازی داده نشده)
Loading...Loading...

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>