پيوند وسيعي بين دانشگاه و جامعه مشاهده نمي‌کنيم

جت‌الاسلام والمسلمين عبدالحسين خسروپناه؛ رييس موسسه پژوهشي حکمت و فلسفه است. دبير هيئت حمايت از کرسي‌هاي نظريه‌پردازي، نقد و مناظره در گفتگو با نامه شورا "نشریه خبری تحلیلی شورای عالی انقلاب فرهنگی" از ويژگي‌هاي دانشگاه اسلامي از منظر سياست‌هاي کلي علم و فناوري مي‌گويد.

لطفا در آغاز بحث، ارزيابيتان را از مسيري که سياست‌هاي کلي علم و فناوري مي‌خواهد تبيين کند توضيح دهيد.

مقام معظم رهبري با توجه به رويکرد راهبري که نسبت به پيشرفت کشور دارند و از طرفي يکي از مهم‌ترين ارکان پيشرفت و تمدن، رشد و توسعه علمي است، توصيه‌هاي راهبردي را درباره علم و فناوري مطرح کردند. اگر به اين نکات توجه و عمل شود و بعد نقشه عملياتي توسعه علم و فناوري را بر اساس راهبردهاي مقام معظم رهبري تدوين و اجراء کنند، قطعا ما با يک حرکت ميان‌بر مي‌توانيم به سرعت دستاوردي علمي را به دست بياوريم. همان‌طور که در زمينه‌هاي نانو و يا هسته‌اي توانستيم رتبه‌هاي خوبي را کسب کنيم، در ساير بخش‌هاي علم و فناوري هم به اين نتايج خواهيم رسيد.

در متن سياست‌هاي ابلاغي، سرفصلي بر مبناي تحقق دانشگاه اسلامي وجود دارد. اينکه در واقع مباني ارزش‌ها و اخلاق و موازين اسلامي هم در نظام آموزش عالي ما مستولي باشد. با اين نگاه، الان شرايط جامعه دانشگاهي ما را به چه صورتي مي‌بينيد و چه انتظاراتي را براي اين مسير داريد؟

الحمدالله سند دانشگاه اسلامي هم توسط شوراي اسلامي دانشگاه‌ها نوشته شده و الان هم با تشکيل ۴ کميته اين سند در حال اجرا است تا بتوانند با يک فرآيند مديريتي اولويت‌ها را شناسايي کنند و در مسير شدن قرار دهند. البته نبايد بگوييم که وضع دانشگاهي ما به لحاظ اسلامي شدن نامطلوب است. هر چند آن مطلوبيت لازم را هنوز به دست نياورده است. در اين سي و چند سال پس از انقلاب حرکت مثبتي صورت گرفته و گام‌هاي خيلي خوبي برداشته شده است. استاداني داريم که هم تدين و هم تخصص علمي دارند. دانشجويان متديني که در دانشگاه فعاليت‌هاي فرهنگي و علمي دارند. انجمن‌هاي علمي که شکل گرفته است. حضور دانشجويان در شب‌هاي قدر، اعتکاف و مراسم‌هاي مختلف مذهبي و هيئتي، نشان‌دهنده اين است که رفتارهاي مذهبي و ديني در دانشگاه، رفتارهاي قابل توجهي است و از همه مهم‌تر، رشد علمي يکي از برجسته‌ترين مولفه‌هاي دانشگاه اسلامي است. دانشگاهي اسلامي است که از نظر علمي و فناوري رشد و توسعه پيدا بکند و از وابستگي بيرون بيايد. بنابراين اين بخش، يکي از مهم‌ترين سياست‌هايي است که مقام معظم رهبري به صورت علم و فناوري ابلاغ کردند.

با توجه به رويکرد سياست‌هاي کلي علمي و فناوري که علم و هم نگاه دين را در کنار هم در نظر گرفته است، به نظر شما چگونه مي‌توان اين شاخص را اجرايي کرد؟

نگرش جدايي علم از دين و علم از عقل، نگرشي است که در قرون وسطي مطرح بود و در رنسانس هم به آن دامن زدند. در واقع به گونه‌اي دين را در غرب معرفي مي‌کنند که گويا از علم و عقلانيت يک تافته جدابافته‌اي است. در حالي که در تفکر اسلامي، عقل، منبعي از منابع ديني است و علم در ساحت‌هاي علمي ارزشمند است. يعني علم الاديان، علم الابدان، علم هيئت و نجوم، علم آسمان‌شناسي و زمين‌شناسي، همه اين‌ها ارزشمند هستند؛ «العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء». با اين نگاه ما ديگر نبايد بين علم و دين يا عقل و دين يک خندقي حفر کنيم که اين دو نتوانند با هم ارتباطي برقرار کنند. اصلا اين تفسير، تفسير غلطي است و لذا وقتي از دانشگاه اسلامي صحبت مي‌کنيم دقيقا بر اين پيش‌فرض مبتني است که علم و دين و عقل و دين با هم پيوند وسيعي دارند.

محور ديگري سياست‌هاي کلي علم و فناوري، تشکيل کرسي‌هاي نظريه‌پردازي است. با همان نگاهي که اشاره فرموديد، چه ملزوماتي براي بعد تئوري‌پردازي و نظريه‌پردازي در دانشگاه‌ها در نظر داريد و وضعيت فعلي را چگونه مي‌بينيد؟

الحمدالله در حوزه علوم پايه، کشور ما رشد خوبي داشته است. در زمينه فيزيک و شيمي رتبه‌هاي بسيار بالاي جهاني را کسب کرده و به لحاظ تئوريک، به نظر مي‌رسد که در يک مسير خيلي خوبي قرار داريم. اما بايد علم را در ارتباط با نيازهاي جامعه ببينيم. يعني پيوند علوم پايه با علوم کاربردي و مهندسي و نيازهاي جامعه، يکي از کليدي‌ترين نيازها نه فقط در جامعه ايران، بلکه در جامعه جهاني است. بنابراين الان به نظرم نقصي که در فضاي دانشگاه وجود دارد اين است که ما پيوند وسيعي بين دانشگاه و جامعه مشاهده نمي‌کنيم. البته اين ضعف فقط از سوي دانشگاه نيست از سوي جامعه هم هست. وزارتخانه‌ها درگير نيازهاي عيني و کابردي هستند، مثلا وزارت صنايع و وزارت کار و مانند اينها، به جاي اينکه با دانشگاه پيوند برقرار بکنند، خودشان دانشگاه مي‌زنند. اين شيوه درستي نيست. اين‌ها بايد با دانشگاه ارتباط برقرار کنند و مي‌توانند  فارغ‌التحصيلان دانشگاهي رسمي کشور را با يک آموزش کوتاه‌مدت به کار بگيرند و بعد صرفه نظر از بکارگيري فارغ‌التحصيلان، از دانش متخصصان و اساتيد دانشگاه و اعضاي هيئت علمي هم استفاده کنند. اين استفاده هم نبايد به گونه‌اي باشد که مثلا يک شرکت صنعتي بيايد با يک استاد دانشگاه قرارداد ببندد بلکه بايد با دانشگاه قرارداد ببندد و کل دانشگاه را درگير کند. چون با ارتباط با يک استاد که تخصصش در حوزه مشخصي است، نياز اين شرکت برطرف نمي‌شود. بايد به صورت مجموعه‌اي با متخصصان مختلف ارتباط برقرار کنند و بتوانند نيازي از نيازهاي علمي و کاربردي جامعه و صنعت را برطرف کنند.

نکته‌اي که در اينجا وجود دارد، گسترش گفتمان توليد علم است. مخصوصا در حوزه علوم انساني و در دانشگاه‌ها که آن چنان که مورد انتظار است، نيست. افقي که سياست‌هاي کلي علم و فناوري براي يک دانشگاه مطلوب در اين حوزه مد نظر دارد، چيست و چگونه مي‌توان به توليد گفتمان در دانشگاه رسيد؟

الان دانشگاه‌هاي ما، دانشگاه‌هاي آموزش‌محور هستند. اين مربوط به نسل اول دانشگاه‌ها است. نسل دوم دانشگاه، دانشگاه‌هاي کاربردي است. يعني دانشگاه ناظر به نيازهاي جامعه. جامعه رشته‌ها را تصويب کند و سر فصل‌ها را تنظيم کند و دانشجو تربيت کند. نسل سوم دانشگاه، دانشگاه تمدن‌ساز است و ما بايد به اين سمت برويم. دانشگاه تمدن‌ساز هم دانشگاهي است که مي‌خواهد تمدن  اسلامي را بسازد. البته اين حتما با هماهنگي و همکاري حوزه‌هاي علميه بايد صورت بگيرد. حوزه‌هاي علميه هم از نسل اول حوزه‌هاي آموزش‌محور هستند. بايد به نسل دوم که حوزه‌هاي کابردي هست، تغيير پيدا کنند و از نسل دوم به نسل سوم، به حوزه‌هاي تمدن‌ساز تبديل شوند. در تمدن نوين اسلامي علاوه بر مولفه علم و عقلانيت و فناوري و… مولفه‌هاي ديگري مثل معنويت، دينداري، ايمان و اخلاق و سبک زندگي مبتني بر ارزش‌هاي اسلامي هم مطرح است. مجموع اين‌ها مي‌تواند يک تمدن نوين اسلامي را تشکيل دهد که بدون شک دانشگاه و حوزه‌ي تمدن‌ساز در تحقق آن نقش موثري دارند.

 منبع: پایگاه اطلاع رسانی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی
خیلی بدضعیفمتوسطخوبعالی (امتیازی داده نشده)
Loading...Loading...

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>